نماز قطره قطره آب شدن جرعه جرعه نوشیدن
به نام حق
شميم ناب اذان نفس هاي آسمان شهر ،آماده ي عروجي شكوهمند مي كند.غنچه هاي نوراني عشق مي خندند و حضرت دوست ،سبد سبد بهار را هديه مي كند به قدوم شاعرانه ي ميهمانان و تو نيز ميهماني ...
در مشرق عرفاني عروجت به نيت وصال،جرعه ي شراب "رحمان" را مي نوشي تا با تو "رحيم" باشد.نرم از نسيم سحرگاه ، پس از يك شب باران خورده ي بهاري و صميمانه تر از لبخند غنچه هاي شور ، "حمد" را ترنم مي كني.باران انوار "رب" بر سرزمين آينه خيز بندگي مي بارد. بلور باش و بشكن.
وقتي زير قدم هايت ، جاده ي "مستقيم صراط" را حس مي كني آخرين نقطه ي نبودن را درياب تا پا به عرصه ي وجود نهي. او ، همان كه بي صداترين فرياد ها را از نفس تو مي شنود ، منتظر آخرين گام توست تا تمام گام هاي مانده ي جاده را بردارد. هرچه آمده اي فقط براي همين يك قدم آخر آب شدن است . پا بگذار بر هرچه "هست" .
عطر آينه بندان نقره اي ركوع پيچيده است.بگذار غرورت تكه تكه شود برابر سبوح تا مفتخر شوي به خلافت قدوس. تو بدان! شمع آنچنان كه مي گويند ،سقوط نمي كند. لاله هاي نور وجودش را به آسمان مي فرستد . بگذار آسمان ، مهر قلبت را در بر بگيرد تا سرچشمه ي آفتاب شوي . زير خم ابروي يار ، افتادني عروج آميز را با نوشيدن شبنم "اعلي"تجربه كن. محراب به فرياد مي رسد ...
چشمانت را به نظرگاه سبز "سلام" بدوز تا جشن شوق آميز عاشقي شروع شود.در سجده گاه خاموش پروانگان سوخته ،خلوت قلوب افروخته را با جوشش آتشين اشك بياراي . طليعه ي صبح انگيز انتظار را بخوان و خود را براي طلوع سرخ عشق آماده كن . مستانه با سي مرغ وجودت پرواز كن تا سيمرغ عروج را دريابي. نگاه درك ناشدني يار منتظر توست.پرواز كن...
آنجا كه مي روي ، يادت باشد دل نوشته هايي اينجا بود كه از دلي شكسته برمي خاست. آسمان اين روزها چقدر عطر پرواز دارد. براي بال هاي يك خلبان مجروح هم دعا كن...تمام آرزويم اين است كه نمازت را معطر كنم به عطر بي نهايت گل هاي بهشتي. بوي بهشت مي بارد. "الحمد لله رب العالمين "(مرضیه برجی)
این وبلاگ توسط همکاران مشغول