بسیاری از ما مردم هستیم ‌كه در زمینة بحث از فلسفة احكام سۆالات زیادی را طرح‌كرده و مثلاً می‌پرسیم:‌

قرآن حکیم

چرا حمد و سوره در نمازهای ظهر و عصر، باید آهسته قرائت‌گردد، ولی در نمازهای صبح و مغرب و عشا، باید با صدای بلند تلاوت شود؟

یا چرا انگشتر طلا بر مرد حرام است؟

یا استعمال ظروف طلا و نقره علّت تحریمش چیست؟

خوردن ‌گوشت خوك از چه جهت حرام است؟

زیارت ‌كعبه و مناسك حج چه فلسفه‌ای دارد؟

وجوب تیمّم برای چیست؟

و از این‌قبیل ‌چرا ها و برای چه، فراوان به ذهن‌ها می‌آید.

در صورتی‌ كه باید دانست حدود و مقرّراتی ‌كه پیامبر برای اعمال و افكار انسان‌ها تعیین فرموده، تراوشات فكر و مغز یك بشر نمی‌باشد، بلكه‌ كلاً سرچشمه ‌گرفته از علم نامحدود و حكمت بی‌پایان خالق جسم و جان و آفریدگار زمین و آسمان و پی‌ریزنده ی تمام نظامات دستگاه عظیم خلقت است.

آیا در دنیا، فلسفه‌ای عالی‌تر از تقرّب به خدا و حظّ و نصیبی شریف‌تر از رضا و خوشنودی خدا می‌شود تصوّر كرد؟

«وَ رِضوانٌ مِنَ اللهِ أكبَر؛ و خشنودی از جانب خدا بزرگ‌تر از همه چیز است».

مسلمان معتقد به خدا، نظر به خودِ كار ندارد كه ‌آیا دارای فایده و فلسفه‌ای هست یا نیست. بلكه ‌آن‌چه در نظر او مهمّ است و با ارزش، موضوع رضای خداست‌ كه بنده را بنده ی مطیع و فرمان‌بردار خود ببیند و بس. حال، این ‌هدف و غرض اعلا، از طریق انجام هر گونه‌كاری‌ كه به‌دست ‌آمد، خوش ‌آمد.

ما چون اكثراً توجّه به ‌آثار عظیم اخلاص در عمل نداریم و نمی‌دانیم ‌كه اگر حال خلوص و تسلیم در مقابل خدا، در دل و جان‌آدمی پیدا شود، چه سرمایه ی عظیمی برای او خواهد بود و چه بهره‌ها و سعادت‌های ابدی به‌وجود خواهدآورد، لذا كاری ‌كه عقل ابتدایی، برای‌آن فایده‌ای نشناسد و طبع‌ آدمی، آن ‌را نپسندد، با نظر شكّ و تردید به‌آن نگاه می‌كنیم و نمی‌توانیم این‌حقیقت را بفهمیم‌ كه

شریف‌ترین و ارجمندترین اعمال، آن ‌عملی است‌كه محضاً خداپسند باشد.

هرچند، از نظر نفْس و عقل سطحی، محكوم و مردود شناخته شود. وكار خداپسند خالص نیز، آن ‌است‌كه صرفاً به‌منظور اطاعت امر ذات اقدس او كه تنها راه جلب رحمت بی‌پایان حق و موجب تقرّب به‌ كمال مطلق است، انجام داده‌شود و رسیدن به هیچ فایده و بهره‌ای، منظور از آن ‌كار نباشد.

اگرچه، این ‌چنین عمل زنده و باواقعیّتی، به‌دنبال خود، همه ‌گونه فواید و منافع دنیایی و عقبایی خواهد داشت. ولی همه از تبعات قهری ‌آن ‌عمل پاك و منوّر خواهدبود نه منظور اصیل و غایت بِا لذّات.

نیروی دعا

كارهایی‌كه داعی نفسانی و عقلانی ندارد و محضاً برای اطاعت امر خداست، در به‌وجودآوردن حال خلوص و تسلیم، فوقَ‌العاده مۆثّر است و آدمی را بنده ی خالص خدا می‌سازد و به ‌حق، قابلیّت عنوانِ عَبدُالله پیدا می‌كند.

زیرا كارهای عقل‌پسند و طبع‌پسند را همه مردم انجام می‌دهند و عبد خالص از غیرخالص امتیاز پیدا نمی‌كند؛ خداپرست از هواپرست شناخته نمی‌شود.

همه ازدواج می‌كنند، امّا معلوم نمی‌شود كی برای خدا و كی برای هواست. همه احسان به مستمندان و دستگیری از درماندگان می‌نمایند، امّا ریاكاران و شهرت‌طلبان از خداجویان وآخرت‌خواهان تمیّز روشنی پیدا نمی‌كنند.

همه دنبال تحصیل علم می‌روند، امّا شناخته نمی‌شود چه‌ كسی برای امتثال امر خدا و اِعلای ‌كلمه ی حق و هدایت خلق اشتغال به تحصیل علم داشته و چه ‌كسی برای نیل به اغراض دنیایی و اهوای نفسانی، تن به رنج دانش‌طلبی داده‌است.

ولی‌كاری ‌كه از نظر عقل و نفس، عاری از فایده می‌نماید و فاقد هرگونه اثر دیده می‌شود، در عالم عبودیّت و بندگی، محك بسیار خوبی است برای تمیز دادن خالص از مغشوش، ایمان از نفاق، شكّ از یقین؛ وَمَن أحسَنُ دیناً مِمَّن أسلَمَ وَجهَهُ لله وَ هُوَ مُحسِن؟

چه‌كسی از حیث دین و بندگی، زیباتر است ازكسی‌ كه چهره ی قلب خود را تسلیم خدا كرده و متّصف به نكوكاری باشد؟ یعنی، كار نیكو و فعل حسن، آن ‌كاری است‌ كه فقط، بر اساس تسلیم خدا گشتن، و اراده و خواست خود را فانی در اراده و خواست خدا نمودن، انجام شود.

ارسال شده:مریم عرفانی