مفهوم خداشناسی

همان گونه که یک ساختمان نیاز به طرح و نقشه و سازنده ای دارد،بنای عظیم و شکوهمند این عالم نیز در گرو وجود خالقی است که از آگاهی و توان لازم برخوردار باشد و او خداوند یکتاست . معلم برای فهم هر چه بیشتر دانش آموزان را به نزدیک ساختمانی می برد که عده ای مشغول ساخت و تکمیل آن هستند تا آنها زحمات و تلاش های فراوانی را که جهت بنای آن صورت می گیرد مشاهده کنند.سپس از آنان می خواهد تا به محیط طبیعی اطرافشان و عظمت آسمان با دقت بنگرند و در شکوهمندی آ ن مدتی تفکر کنند و آن گاه نتیجه می گیرد :حال که ساختمانی به این کوچکی نیازمند سازنده ای است این زمین و آسمان نیز که بسیار عظیم تر و شکوهمندتر می باشد محتاج خالقی آگاه و تواناست.

اشاره به وجود نظم در مخلوقات عالم و با ذکر مثال هایی از نعمت های الهی که کودکان در محیط اطراف خود با آن ها سر و کار دارند ،می توان به این نتیجه رسید که چنین نظمی خود به خود پدیدار نمی شود و باید ناظمی با شعور و توانا این نظم و هماهنگی را در آنها قرار داده باشدبرای آموزش این مطلب می توان از دانش آموزان خواست تا موقعیتی را تصور کنند که محیط طبیعی اطرافشان نظم و هماهنگی خود را از دست بدهد،مثل این که اعضای بدن آدمی یا اعضای بدن حیوانات با یکدیگر جابه جا شوند آن گاه این تصورات را نقاشی کنند و به توصیف و گفتگو پیرامون نتایج آن بپردازند یا به صورت نمایش اجرا کنند.

داستان ها و نمونه های تاریخی می تواند در این آموزش راهگشا باشد در ادامه به چند نمونه از آنها اشاره می گردد:

نمونه اول :فردی خداشناس از کوچه ای عبور می کرد . شخصی با عجله خود را به او رساند و گفت: در یک دقیقه خداوند را به من معرفی کن.مرد خداشناس گفت:آیا تو هستی یا نیستی؟آن مرد جواب داد :من هستم و در بودنم شکی ندارم . شخص خداپرست گفت : آیا تو خودت ،خودت را ساخته ای؟ او گفت نه!هم وسیله ای ندارم و هم بلد نیستم. آن گاه مرد خداشناس با لبخند گفت:پس تو باید سازنده ای داشته باشی که بداند چه بسازد و بتواند بسازد ما نام او را خدا می گذاریم.

نمونه دوم: بحث و گفتگوی حضرت ابراهیم (ع)با نمرود ،زمانی که نمرود ادعای خدایی کرد و تمام صفات الهی را به خود نسبت داد ،ابراهیم (ع)با خاطری مطمئن و بیانی ساده در پاسخ اوگفت:پروردگار من کسی است که جان می بخشد و جان می ستاند،تنها اوست که مردم را به وجود می آورد و می میراند و عوالم بی شمار می آفریند و آن را تا پایان عمر مقرر و اجل مقدرش بر پا می دارد.نمرود که سر مست غرور خود بود گفت: من نیز هر که را اراده کنم عفو می کنم و جان در بدن او باقی می گذارم و هر که را بخواهم با فرمان خود جان از او می گیرم . در این جا ابراهیم استدلال دیگری گفت: خدای من خورشید را هر صبح از شرق طلوع می دهد اگر حکومت جهان هستی به دست و قدرت توست آن را از مغرب طالع کن . در این جا او مبهوت و خاموش ماند و همگان دریافتند که او شایسته خدایی نیست و خالق این عالم تنها خداست.

نمونه سوم:محاجه حضرت ابراهیم (ع)با بت پرستان و شکستن بت بزرگ ،محاجه با ستاره پرستان ماه و خورشید پرستان و استدلال پیرزن با چرخ ریسندگی خود در حضور پیامبر اسلام (ع) از جمله دیگر مطالب مناسب در این زمینه می باشد بهترین روش آموزشی آنها شیوه نمایشی است که توسط کودکان و با راهنمای معلم انجام می شود.

منبع:۱-آموزش مفاهیم دینی همگام با روان شناسی رشد از ناصر باهنر